پژوهشكده تحقيقات اسلامى
48
سرداران صدر اسلام (فارسى)
كرد ، تو خود مىدانى كه على عليهالسّلام ترسو نيست . طلحه در پاسخ گفت : حال كه چنين است ، گفتگو را پايان ده . ابن عباس گويد : نزد على عليهالسّلام باز گشتم ، در حالى كه آن حضرت قدم به را به عرض او رساندم . آن حضرت فرمود : خدايا ميان ما را به حق بگشا ، كه تو بهترين گشايندهاى . سپس فرمود : به سوى عايشه برگرد ، و بيرون رفتنش از خانهء پيامبر ( ص ) را ياد آورى كن ، و او را ازتخلّف فرمان خدا و كنار گذاشتن پيمان پيامبرصلىالله عليهوآله بترسان ، و به او بگو : اين كارها براى زنان جايز نيست ، و تو به اين كارمكلّف نشدى ؛ چرا به بيرون رفتن از فرمان خدا رضايت دادى و از خانهاى كه پيامبر صلىالله عليهوآله فرمان داده بود كه در آن بمانى بيرون شدى و به بصره آمدى ؟ مسلمانان را كشتى ؛ و بر كار گزاران من سخت گرفتى و آنها را بيرون راندى ، در بيتالمال مسلمانان را گشودى و دستور شكنجهء مسلمانان را صادر كردى و خون بر گزيدگان را بر زمين ريختى . احترام خود را پاس دار ، و ازخداى عزّ وجل بپرهيز ؛ خوب مىدانى كه تو سختترين مردم بر عثمان بودى ، اكنون چه شده كه چنين مىكنى ؟ ابن عباس گويد : چون نزد عايشه رسيدم ، و پيام را رساندم و نامهء على عليهالسّلام را بر او خواندم ، گفت : پسر عموى تو گمان كرده همهء شهرها را در اختيار خود گرفته ؟ نه به خدا چنين نيست ، آنچه در دست ماست ازآنچه در دست اوست بيشتر است . گفتم : اى مادر ، امير مؤمنان عليهالسّلام داراى امتيازات و سابقهء درخشانى در اسلام است ، و روزهاى سختى را پشت